لب دريا رو به موجها
روي نيمکت تک و تنها
توي رويا با خيالت
زندگي رو زنده هستم
لب دريا عين موجها
باز به يادت مي خروشم
تا بفهمي خيلي وقته
اينجا منتظر نشستم
لب دريا انتظارت چه قشنگه
همه عمر انتظارت چه قشنگه
دريا بازم منو فرياد مي زنه
مي گه خشکي جاي موندن ديگه نيست
بيا دريايیشو تا ماهي باشيم
آخه ماهي توي آب زندوني نيست
لب دريا انتظارت چه قشنگه
همه عمر انتظارت چه قشنگه

|
+| نوشته شده توسط
کامیار در یکشنبه هجدهم آذر 1386
|